موضوع زنگ انشاء: مدیریت چیست؟

زنگ انشا دل تو دل من نبود . انشا من باید بهترین انشا می شد. اونم در باره موضوع مهمی مثل مدیریت. من در انشام همون اولین سطر نوشتم: از نظر شما مدیریت چیست؟ آیا ما معنی های مختلفی در باره مدیریت داریم؟ لطفا شما دوستان همکلاسی من جواب بدید به نظر شما مدیریت چیست ؟ آیا یک معلم باید یک مدیر باشد؟ آیا آقای مدیر درس مدیریت خوانده است؟

آیا می دانستید در مدیریت مبتنی بر هدف به مشارکت افراد در تعیین هدف تاکید می شود؟ این هدف ها باید قابل لمس، قابل تایید و قابل سنجش یا اندازه گیری باشند و قصدش این است که با استفاده از هدف های سازمانی موجبات انگیزش و تحریک کارکنان را به وجود آورد.

به گزارش فرصت امروز ارزش مدیریت مبتنی بر هدف در این است که می توان هدف های کوچک سازمانی را به صورت هدف های خاص، برای واحد سازمان و اعضای آن درآورد. مدیریت مبتنی بر هدف ایجاب می کند که سازمان را به صورت واحدها و اجزای کوچک تر درآورد.

این سلسله مراتب هدف ها باعث می شود که بین هدف های یک سطح سازمان با هدف های سطح دیگر سازمان ارتباط برقرار شود. از آنجا که مدیران واحدهای پایین تر سازمان در تعیین هدف های مربوطه مشارکت می کنند، می توان گفت که مدیریت مبتنی بر هدف، در سازمان مسیر پایین به بالا را می پیماید و نه مسیر بالا به پایین.

تا اینجا رو که خوندم آقای ناظری معلم ادبیات گفتند . باریکلا . اینا رو خودت نوشتی . گفتم:  چیزه … چیزه … می گم. گفت: حالا ادامه بده بخون بعد در این زمینه حرف می زنیم . دست و پام لرزید. احساس کردم آقای ناظری فهمیده که من انشا رو خودم ننوشتم و از روی  یکی از مقاله های روزنامه فرصت امروز کپی کردم. مهم نبود. به هر حال همین که اجازه داد بقیه رو بخونم یعنی مطلب خوبی بود که گفت بخون . من هم با اعتماد به نفس ادامه انشا رو خوندم :

متأسفانه بیش از ۷۰ درصد جامعه ما تعریف مدیریت رو به اشتباه متوجه شدن. و اصولا وقتی کلمه مدیریت رو میشنون ناخودآگاه به یاد یک اتاق شیک ریاستی، یک میز بزرگ و صندلی میافتن و خودشون رو در همچین فضایی تجسم میکنن. لذا همین امر باعث میشه خودشون رو در جایگاه یک مدیر نبینن و از خوندن هر مطلبی در این خصوص طفره برن.

و یا به اشتباه برداشتی که از مدیریت دارن، اینه که قراره کار سخت و وظایف بسیار زیادی رو متقبل بشن. و از روی همین افکار غلط در مورد توانایی خودشون قضاوت میکنن و در نتیجه چون شخص خودش رو لایق چنین جایگاهی نمیبینه از شنیدن نام مدیر و مدیریت کردن به لرزه میافته!

اگه شما دوستان همکلاسی هم از این دسته افراد هستید باید خدمت عرض کنم که مدیریت کردن یعنی گرفتن تصمیم درست و انجام صحیح یک کار و گرفتن نتیجه مثبت و رضایت بخش. خب شاید کمی موضوع پیچیده به نظر بیاد

اما سوال اصلی اینجاست آیا مدیریت نمیتونه در موارد دیگری کاربرد داشته باشه؟ مواردی مثل روابط دوستانه، خانواده، تربیت فرزندان، درس و دانشگاه و… بله درسته، مدیریت در هر چیزی کاربرد داره. بنابراین از این به بعد وقتی کلمه مدیریت به گوشت خورد بهتره بجای مجسم کردن میز کار و اتاق آنچنانی، به این فکر کنی که قراره نتیجه قشنگتری از کارهات بگیری و زندگی زیباتری رو تجربه کنی.

همه ما در طول زندگی سهمیه ای با نام زمان رو در اختیار داریم. از زمان استفاده می کنیم که کاری رو انجام بدیم. کار می کنیم که پول و سرمایه کسب کنیم، و با پول و سرمایه به خواسته هامون در زندگی سر و سامان میدیم. یک نفر از زمان جوری استفاده میکنه که به بالاترین سطوح جایگاه اجتماعی و ثروت میرسه و دیگری جوری استفاده میکنه که تمام زمانش هدر میره و به هیچ نتیجه مثبتی نمیرسه. چه تفاوتی به این دو تاست؟

 

با یک مثال به مقاله کوتاه تعریف مدیریت پایان میدیم. فرض کن یک جعبه میوه در اختیار داری و تنها ۳ روز فرصت استفاده از این میوه ها رو داری. اما چطور میشه از یک جعبه میوه در طی سه روز نهایت استفاده رو برد بدون اینکه اسراف صورت بگیره و میوه ها خراب نشه و هدر نره. چیزی که مسلمه نمیشه یک جعبه میوه رو کاملا درون یخچال جا داد، مگر اینکه تمام یا بخشی از محتوای یخچال رو خالی کنی و برای میوه ها جا باز کنی. خب این یک نمونه از مدیریت غلط هست.

از طرفی هم نمیشه تمام این سه روز همه این میوه ها رو خورد، و قرار هم نیست میوه ها رو بذل و بخشش کنی! بنابراین تنها راهی که پیش پات هست اینه که تصمیم درست رو بگیری. یک نحوه مدیریت صحیح میتونه به شکل زیر باشه:

بخشی از میوه ها در یخچال نگهداری بشه برای مصرف روزانه.بخشی از میوه ها برای پخت مربا استفاده بشه.بخشی از میوه ها هم برای پخت کیک میوه ای.و حتی اگر به روش کنسرو کردن مشرف بودی میتونی کنسرو کنی.و در نهایت با ورق ورق کردن و خشک کردن میوه ها میوه ی خشک بدست بیاری.و حتی هستند مدیرانی که از پوست و ضایعات همین میوه هم استفاده های مثبتی میبرن!

در نتیجه شما از یک جعبه میوه به چند روش مختلف استفاده کردی و با یک مدیریت صحیح و عالی تونستی کاری بکنی که تا مدت طولانی از نعمت داشتن این میوه ها برخوردار بشی. کافیه این مثال رو در ابعاد بزرگ تر و موضوعات پیچیده تری مجسم کنی.

انشا که تموم شد همه بچه ها برای من دست زدند. آقای ناظری هم دست زد. بعد رو کرد به بچه ها و گفت : مطلب خیلی خوبی بود که شنیدید. شاید شما هم مثل من بدونید که این مطلب را  از چند جا برداشته و با هم تلفیق کرده و و یک چیزهایی خودش اضافه کرده و  اینجا خونده اما من قبول دارم. چون برای نویسنده شدن و یاد گرفتن گاهی لازمه که شما از روی نوشته های دیگران بنویسید و بخونید تا مکله ذهن شما بشه. حرف آقای ناظری که تموم زنگ کلاس رو  زدند و همه از جاشون بلند شدند.

 

Comments are closed.